السيد محمد حسين الطهراني
16
رساله نكاحيه (كاهش جمعيت ضربه اى سهمگين بر پيكر مسلمين) (فارسى)
دست به تو دهيم ؟ » حضرت فرمود : إنِّى لا أُصَافِحُ النِّسَاءَ ! إنَّ قَوْلِى لِمِأَةِ امْرَأَةٍ مِثْلُ قَوْلِى لامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ . « من با زنان مصافحه نمىكنم و دست نميدهم ! گفتار من با صد زن مثل گفتار من با يك زن است . » ( يعنى با زنها در بيعت نياز به لَمس و مَسّ دست آنها نيست و مصافحه لازم نيست ، همين گفتار با همه آنها براى پذيرش بيعتشان جملگى كفايت مىكند و نياز به يك يك جداگانه ندارد . ) و بعضى گفتهاند : در آن روز رسول خدا لباسى را بر روى دست خود انداخت ، و آنها دستش را از روى لباس مَسح كردند . و بعضى گفتهاند : در آن روز قدَحى از آب آوردند ، رسول خدا دست خود را در آب فرو برد و در آورد ، و سپس قدح آب را به آنها داد و آنها دستهاى خود را در قدح فرو بردند . امّا قول اوّل در نظر ما بيشتر به ثبوت نزديك است كه فرمود : إنِّى لَا أُصَافِحُ النِّسَاءَ . « 1 » و طبَرى در « تاريخ » خود ، از واقدى نقل كرده است كه : رسول خدا در روز فتح مكّه امر به كشتن شش نفر مرد و چهار نفر زن نمودند ، و از جمله زنان هند دختر عتبه بود ، ولى چون اسلام آورد و بيعت كرد جان به سلامت برد . تا آنكه گويد : چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم از بيعت مردان فارغ شد نوبت بيعت زنان رسيد ، و جمعى از زنان قريش بر ايشان وارد شدند ، كه در ميان آنها هند دختر عتبه ، نقاب بر صورت زده و بطور ناشناس - بواسطه جنايتى كه بر حَمزه نموده بود - وارد شد ؛ چون مىترسيد بواسطه آن عمل زشت و قبيح ، پيامبر او را بگيرند و بكشند .
--> ( 1 ) « مغازى » محمّد بن عمر بن واقد معروف به واقدى ، متوفّى در سنه 207 ، ج 2 ، ص 850 و 851